۱۳۹۹ بهمن ۵, یکشنبه

بیاد پروین عالی پور صدای زن در موسیقی بختیاری

پروین عالی پور در کنار احمد انوشه نی نواز هنگام اجرای موسیقی بختیاری و لر و خاطره ای از زبان کبری قاسمی همکار او در شرکت نفت اهواز و خاطره ای از زبان کبری قاسمی همکار او در شرکت نفت اهواز
اختر نیوز، پروین عالی‌پور، از خوانندگان مطرح موسیقی بختیاری بود. او با خواندن ترانه های معروف و حماسی “دایه‌دایه” و “شیر علی‌ مردون” به اولین خواننده معروف موسیقی بختیاری تبدیل شد.
پروین عالی پور در کنار احمد انوشه نی نواز هنگام اجرای موسیقی بختیاری و لری

پروین از هفده سالگی با رادیو اهواز آغاز به کار کرد و برای نخستین بار ترانه معروف و حماسی شیرعلی مردان خان را خواند و با صدای او ضبط شد. پروین در شرکت ملی نفت ایران در اهواز کار میکرد و در آنجا با یک انگلیسی ازدواج کرد. پس از انقلاب اسلامی؛ عرصه بر زنان هنرمند بخصوص خواننده تنگ شد و او به همراه همسرش به  انگستان مهاجرت کرد. در انگلیس بنام فامیل همسرش «کاکس» شهرت یافت.

صدای پروین کاکس در بسیاری از آثار برجسته موسیقی و موسیقی فیلم جهان استفاده شده است. به جز ترانه ی شیرعلی مردان، ترانه های “گلوبند” و “لربچه” از او بسیار موفق و معروف شدند.

پروین عمدتا در میان لرها و بختیاری ها و همچنین در میان کردها چهره ای آشنا و محبوب بود.

متاسفانه با وجود تلاش بین المللی پروین در انگلستان اما در باره  ی او خیلی زیاد در اینترنت نمی بینیم. از جمله فعالیت های او میتوان به همکاری با کارگردان معروف و برجسته آلمانی ورنر هرتسوگ در فیلم زیارت و همچنین برخی از آهنگسازان بین المللی.

پروین عالی پور با جاسلین پوک، آهنگ ساز و نوازنده بریتانیایی در یک آلبوم و موسیقی فیلم همکاری داشت. و همچنین با داریو ماریانلیو، در موسیقی فیلم آگورا و ورنر هرتسوگ کارگردان آلمانی همکاری کرد.

پروین عالی پور هنگام اجرای موسیقی با گروه بریتانیایی

پروین عالی پور، اولین زن موسیقی بختیاری در روز چهارشنبه 20 ژانویه (مصادف با اول بهمن) موسیقی بختیاری روز چهارشنبه اول بهمن‌ درگذشت.

به همراه همه ی همکارانم در اختر نیوز درگذشت پروین عالی پور  را به خانواده ی محترم این بانوی هنرمند و همه ی کساین که او را دوست داشتند؛ تسلیت می گویم.

اختر قاسمی

 

یادی از پروین عالیپور ، خواننده بختیاری

یادداشت زیر خاطره ایست از کبری قاسمی که دوره ای در اهواز در شرکت نفت با او همکار بود. این خاطره را کبری قاسمی پس از شنیدن خبر در گذشت پروین عالی پور خیلی صمیمانه و خودمانی نوشت و در گروهی واتس آپی از بختیاری ها و مسجدسلیمانی پست کرده بود که در اختیار اخنرنیوز گذاشت:

کبری قاسمی

از خبر درگذشت پروین عالیپور خیلی ناراحت شدم. تو سال های اولیه کارم تو شرکت یه چند ماهی با هم همکار و هم اتاق بودیم. اون موقع من تازه استخدام شده بودم ولی او از کارمندان سابقه دار حساب میشد. بهمین خاطر خیلی در زمینه انتقال تجارب و شناخت کارکنان ازش یاد گرفتم. در قسمت پرسنل با آقایون منوچهر ورمحمودی و منوچهر اقبال و پروین تو یه اتاق کار میکردیم. خواهرش آذر هم در قسمت بهره برداری کار می کرد. پروین بسیار خانم مهربون، منطقی و مردمدار بود. رفتار آزاده و احترام برانگیزی داشت که خیلی زود هر کسی را تحت تاثیر قرار می داد. خیلی صادق و شجاع و بی شیله پیله بود. تو همون مدت کوتاه شیفته شخصیت و رفتارش شده بودم و خیلی چیزا ازش یاد گرفتم.

پروین عالی پور

به فرهنگ بختیاری خیلی علاقه داشت و به زبان لری هم تسلط داشت و با همه همکاران بختیاری با لری غلیظ صحبت می کرد و شوخی های لری به کار می برد. خیلی به خوانندگی علاقه داشت و مرتب در حین کار به آرامی آواز می خواند که گاه صداش کمی بالا می گرفت و ما دست از کار می کشیدیم و به صداش گوش می دادیم. ولی همسرش مستر کاکس انگلیسی که رئیس کارخونه نورد اهواز بود، مخالف آوازخوانیش در رادیو بود. پروین می گفت کاکس نظر خوشی نسبت به محیط هنری ایران نداره و معتقده سالم نیست. گر چه خیلی خودم خیلی دوست دارم ولی به خاطر او نمیخونم. پروین بعد از مدتی از شرکت نفت استعفا داد و نشست تو خونه. تو همون خونه بزرگی که در کوی گلستان اهواز داشتند. با همسرش اختلاف سنی نسبتا زیادی داشتند ولی عاشقانه همدیگرو دوست داشتند و تا آخر عمر همسرش با هم بودند. مسترکاکس از همسر اول انگلیسش یه دختر داشت که تابستون ها که تعطیل بود، میومد اهواز. اگر خوب یادم مونده باشه اسمش وندی بود. وندی خیلی رابطه خوبی با پروین داشت. زبان فارسی را کمی یاد گرفته بود ولی از آنجا که پروین در ارتباط با فامیل بختیاریش و بخصوص توی خونه هم با راننده و آشپزشون هم که بختیاری بودند، لری حرف میزد، وندی هم بیشتر لری یاد گرفته بود و خیلی خنده دار انگلیسی و فارسی و لری را قاطی می کرد که هر روز پروین سر کار یه تیکه هایی از صحبت هاش را و کلمه های جدیدی را که از راننده و آشپز یاد گرفته بود، برامون می گفت که کلی میخندیدیم.

انقلاب که شد مجبور شدند برخلاف میل شون به انگلیس مهاجرت کنند. خیلی ناراحت بودند. پروین که اصلا دوست نداشت از ایران و بخصوص از اهواز بره، کاکس هم همینطور. ایران را خیلی دوست داشت و میخواست برای همیشه تو ایران بمونه ولی نشد و ناچار شدند که ایران را ترک کنند. چند سال پیش اتفاقی شماره تلفنش را در لندن پیدا کردم و بهش زنگ زدم و کلی صحبت کردم. منو خوب یادش نمیومد ولی خیلی صمیمانه گفت و گویی طولانی با هم داشتیم و از دوران شرکت نفت و خاطرات همکاران مشترک صحبت کردیم. وقتی شنید هلند زندگ می کنم گفت که پسرش در شرکت نفت روتردام کار می کنه. بعد به شوخی به لری گفت: «کـُروم منه شرکت نفت روتردام به جا بووس نوشتنس سر کار» یکی دو سالی بود که همسرش فوت کرده بود. پرسیدم دیگه آواز نخوندی. گفت تا کاکس زنده بود چون دوست نداشت، به احترامش نخوندم ولی حالا می خوام شروع کنم که چندی بعد بعضی برنامه های آواز خوانیش را روی اینترنت دیدم و دنبال کردم. قرار شد که اگر او به هلند اومد و یا من به لندن رفتم حتما همدیگه را ببینیم که متاسفانه مقدور نشد. مدتی که در لندن بودم خواستم به دیدارش برم که گفتند رفته تهران زندگی می کنه و حالا هم که دیگر نیست … حیف و صد حیف … از آدم های نیکی بود که هرجا بود شادی و انرژی و مهر و محبت می بخشید. یادش در قلب من و در خاطرم همیشه گرامیست.


اطلاعیه ۱۴۶۴ کمیته دفاع از حقوق اقوام و ملل ایرانی با موضوع جان زندانیان دگر اندیش و منتقد در خطر است

جان زندانیان دگر اندیش و منتقد در خطر است این روزها، درکنار اخبار دلخراشی چون بحران بی‌آبی در خوزستان، افزایش مرگ و میر در اثر کرونا، ‌ فقر،...